ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

156

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

قدرتمند نزد آن‌ها رسيد و از تمامى هند - كه در آن زمان هنوز داراى شهر مهمى نبود تا در برابرش ايستادگى كند - عبور كرد . وقتى هوا به طور ناگهانى ، بيش از اندازه گرم شد و بيمارى طاعون سپاهش را از پاى درآورد ؛ باخوس - اين فرمانده دورانديش - نيروهايش را به بيرون از دشت برد و اردوى خويش را در دامنه‌ى كوه برپا كرد . بادهاى خنكى كه در آن‌جا مىوزيد و آب‌هاى پاكى كه از چشمه‌ها جارى مىشد ، بيمارى را از اردويش دور كرد . اين مكان كه در آن باخوس سپاهش را بدين‌سان نجات داد ، مروس « 1 » ناميده مىشود ؛ روايت يونانى كه بر پايه‌ى آن ، باخوس درون رانى پرورش يافته است از اين موضوع ناشى مىشود . « 2 » پس از آن ، باخوس به ذخيره‌ى انواع ميوه پرداخت و هنر شراب‌سازى و ديگر چيزهاى مفيد براى زندگى را به هنديان آموخت . وانگهى وى شهرهاى مهمى را بنا نهاد ؛ آبادىها را به مكان‌هاى بهتر انتقال داد و آيين خدايان را برپا ساخت و قوانين و دادگاه‌ها را بنيان نهاد ؛ عاقبت ، چون كارهاى نيك بسيارى را به انجام رساند او را همچون ايزدى پنداشتند و از احترام جاودانى بهره‌مند شد . همچنين آورده‌اند كه وى همراه با سپاهش شمار زيادى زن آورد و در جنگ‌ها از طبل و سنج بهره مىجست ؛ زيرا هنوز شيپور اختراع نشده بود . باخوس پس از 52 سال پادشاهى بر سراسر هند ، بر اثر كهولت سن بدرود حيات گفت . پسرانش جانشين وى شدند و پادشاهى را چون ميراثى منتقل كردند ؛ عاقبت پس از چندين نسل ، اين سلسله سرنگون گرديد و از آن پس ، مردم به شيوه‌ى خود بر شهرها حكومت مىكردند . 39 . چنين بود افسانه‌اى كه كوه‌نشينان هند ، درباره‌ى باخوس و جانشينانش حفظ كردند . آنان همچنين مىگويند كه هركول در سرزمين آن‌ها زاده شده است و هم‌چون يونانيان ، گرز و پوست شير را ، به‌عنوان نشان ، ارائه مىدهند . بر پايه‌ى حكايت آن‌ها ، هركول در قدرت و شجاعت سرآمد همگان بود و زمين و دريا را از

--> ( 1 ) . ( Meros ) ؛ به معناى « ران » ( 2 ) . در ران ژوپيتر ( زئوس )